تبلیغات
دستنویسهای یدونه آماتور - جنگ

شارژ ایرانسل

فال حافظ

 

شنبه 15 دی 1397

جنگ



مفهوم جنگ رو واقعا میفهمید؟ ریشه همه مشکلات رو میدونید؟ آدمیزاد اگه بفهمه جنگ واقعی درون خودش جریان داره به آرامش عجیبی میرسه!
میدونید یعنی چی؟ یعنی شما ریشه رو پیدا کردی. یعنی میدونی معنی همه اینها هیچ است.
همش درگیری که انتخابات دو سال بعد کی برنده میشه یا قیمت فلان چیز چقدر دوباره رفته بالا. نگران اینی که کارت رو درست انجام نداده باشی و سرزنش بشی یا طرز نگاه کسی برای لحظه ای تغییر کنه.
تمام مدت درگیرِ بهترین خودت بودن باشی و کافی نباشی، مدام به این فکر کنی که وظیفه تو چیه؟ جایگاه تو کجاست؟ چیکار باید واسه خانوادت یا دوستات یا آدمایی که به نحوی تو کارشونو راه میندازی بکنی؟ از خودت میپرسی من کی ام و توی دنیای من چی جریان داره؟ نیروی محرکه من چیه؟
تمام جنگ درون ماست! 
ما حجمی از سلول و کربن و هیدروژن و مندلیف روی هم انباشته شده ایم که همشو با هم جمع کنی خالی ایم، کاملا خالی. هرچی همراه ما هست توی همین لحظه تمام چیزیه که تصمیم گرفتیم با خودمون حمل کنیم. خوشحالی، ناراحتی، خاطره، خیالپردازی، همشو میتونیم بذاریم یا بیاریم.
در حقیقت میتونیم بستر رودخونه باشیم بذاریم این جریان از توی ما عبور کنه و تغییری نکنیم. 
میتونم بگم ما آدما کلکسیونریم، یا بهتر بگم آشغال نگه داریم. گاربج کیپر.
حجم عظیمی از فیلم و عکس و یادگاری نگه میداریم، و حتی وسایلی که فقط "ممکنه" بدرد بخوره رو نزدیک خودمون نگه میداریم. حتی نسبت به آدما همین سیاست رو داریم.
اما داشتم میگفتم همه چی درون ما اتفاق میفته. 
اون لحظه ای که داری برنامه میریزی از این وضعیت خارج بشی و طبق برنامه عمل کنی تنها کسی که باید قانعش کنی انجامش بده تویی. در حقیقت باید باهاش مبارزه کنی. احساس تنبلی و مود بی حالی و افسردگی هم نه، دقیقا با خود تنبلت باید مبارزه کنی.
من میدونم که از زندگی چی میخوام و برای آیندم برنامه دارم و قدم ها رو نه منظم ولی یکی یکی بر میدارم. 
با خودم فکر میکنم و میگم خب قبلا همچین موقعیتی نداشتم و زندگی ناجور بوده با من و این حرفا، ولی واقع بین باشیم ، نداشتم؟ 
گیریم فرصت هم نداشتم، اما مسئله اینه که من الان نشستم و برنامه ریزی میکنم که با رعایت این نظم روزانه، بیدار شدن و خوابیدن منظم، مدیریت درست زمان ، به نتیجه برسم.
برگردیم دوباره عقب، درسته قبلا موقعیت نداشتم اما اگه همینقد جاه طلب بودم و به همین دقت برنامه ریزی میکردم بازم بدون موقعیت بودم؟ 
این یه اشتباه رایجه، تقصیرارو گردن بقیه انداختن. تحت تاثیر دنیایی که دیگران برای ما ساختن قرار داشتن!
خودمونو با کسایی که موفق شدن مقایسه کنیم؟ همه جدیدا اینکارو میکنن! اونام یه موقعی داشتن اشتباه میکردن اما پای اشتباهشون ایستادن. وقتی همه و جلوتر از همه خانواده آدم با علاقش مخالفت میکنه این باور تو آدم شکل میگیره که داری اشتباه میکنی، همه از تو میخوان یه زندگی بدون ریسک داشته باشی مبادا جایی دستت کوتاه بمونه!
 اما خب این ما احمقا هستیم که دنیا رو جای قشنگتری میکنیم، دقت کنید باهوشا نه، احمقا! باور کنید یه آدم باید خیلی احمق باشه که انقدر روی اختراع لامپ پافشاری کنه تا دفعه هزارم به نتیجه برسه! و خب بعدش به شهرت برسه. بذارید اینطوری بگم که وقتی شروع میکنی و ده بار به نتیجه نمیرسی همه فکر میکنن یه نادونی و هرچی جلوتر میری خودت بیشتر به این قضیه پی میبری، حتی خودتم نمیدونی تا کجا ممکنه نتیجه ای نگیری، نمیدونی تهش کجاست اما میری. و خب بالاخره به نتیجه میرسی! 
مثلا اد وود بدترین فیلمساز دنیا! خیلی تلاش کرد. و خب یه جورایی جاودانه شد. برای من خیلی قابل احترامه.

توی چندتا پاراگراف آخر سعی کردم بگم دنیای خودتو بساز و این تصمیم رو به بقیه واگذار کن که بپذیرند یا نه (بازم منظورم این نیست که پاشو برو انقلاب کن).


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
آنی دوشنبه 17 دی 1397 01:13 ب.ظ
دوبار خوندمش...
و واقعا تاثیر گذار بود!
Mohsen پاسخ داد:
مرسی پس.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر